حضور آقای محمد فیلی بازیگر گرانقدر و پر سابقه در خانه مبل سومریا

 

حضور ارزشمند هنرمند عزیز آقای محمد فیلي در خانه مبل سومریا باعث شد تا بهانه باشد تا از سوابق ایشان مطالبی بنویسیم و همچنین بدین وسیله از حضور محترم ایشان هم بابت حضور در محفل خانه مبل سومریا و هم هنرنمایی های ناب ایشان در عرصه سینما و تلوزیون کمال تشکر را داشته باشیم .
از ایشان بسیار ممنونیم که دعوت ما را پذیرفتند و در خانه مبل سومریا حضور یافتند.

متن زیر نیز گفتگویی است که با ایشان صورت گرفته و در خبرگزاری های مختلف انتشار یافته است

اما پیش از خواندن مطالب زیر یک اصلاحیه داشته باشیم که از زبان خود آقای فیلی هست و در گفتگو با همکاران ما در خانه مبل سومریا بیان کردند.

در مصاحبه ها و نقل قول هاي قبلي منتشر شده از ایشان گفته شده بود که ایشان دوست دارند سفری به كربلا برای زیارت داشته باشند و این که بعد از بازی در مختارنامه در نقش شمر بازخورد منفی و برخورد برخی از شهروندان و حتی خانواده ایشان را در پی داشته که در گفتگو با همکاران سومریا چنین بیان کردند : به زیارت امام حسین نائل شده ام و همچنین با وجود بازی در نقش شمر برخورد مردم با ایشان خوب و محترمانه بوده است و حتی در حرم امام هم به راحتی مشغول زیارت میشدیم و با احترام مردم همراه بوده تا جایی که من و دوستانم وارد حرم میشدیم راهی هم برای ما باز می کردند و ما به سهولت به حرم می رسیدیم و زیارت می کردیم و حتی به خاطر این موضوع همراهانم همیشه راغب بودن تا به همراه بنده برای زیارت بیایند و می گفتند که در همراهی من خیلی راحت تر هستند و اینکه بنده نقش شمر را در سریال مختار بازی کرده بودم تاثیری در برخورد مردم نداشت.

ایشان در رابطه با این موضوع گفتند که یکی از عوامل این موضوع نوع هنرنمایی های ایشان است که باعث شده است در بین مردم محبوبيت داشته باشد اما اینجا بنده جسارت می کنم و از طرف مجموعه سومریا در مورد محبت و علاقه مردم به ایشان این جمله را می گویم که از کوزه همان برون تراود که در اوست و این محبوبیت ایشان به خاطر شخصیت پاک صادق و دلنشین ایشان است و بنده به شخصه با همین دیدار و گفتگو مشتاق شخصیت ایشان شدم!

“محمد فیلی حقیقی خرم‌آبادی فرد”بازیگر ایرانی است. وی در سال ۱۳۲۹ در شهر شیراز متولد شد. مهم ترین سریال تلویزیونی که وی تاکنون بازی کرده است سریال مختارنامه است.

سینما
علمدار (جواد مرادی) بازیگر -(۱۳۵۹)
ع ش ق -(۱۳۹۳)
پایان خدمت -(۱۳۹۲)
روز شیطان -(۱۳۷۳)
تابستان ۵۸ -(۱۳۶۸)
گشتی‌ها -(۱۳۶۵)
تلویزیون
روزهای مهتابی (۱۳۷۹ عباس قنبری و سپهر محمدی) شبکه تهران
روزی روزگاری
تفنگ سرپر
روزهای به یاد ماندنی
چاردیواری
مختارنامه
پشت کوه‌های بلند
جلال‌الدین -در نقش: سلطان محمد خوارزمشاه (۱۳۹۳-۱۳۹۱)
آخرین روزهای شاد بودن (۱۳۸۰ حجت قاسم‌زاده اصل) شبکه ۱
پرونده‌های مجهول (۱۳۸۰ جمال شورجه) شبکه ۲
گسل (١٣٩٦ – عليرضا بذرافشان) شبكه يك
هاتف (١٣٩٦ – داريوش يارى) شبكه يك


 

آشنایی شما با هنر چه زمانی صورت گرفت؟

متولد شیراز هستم. دوران کودکی با مقوله نمایش آشنا شدم و نمایشی با عنوان کر و بیمار در کتاب داشتیم که معلمم نقش کر را برای اجرا به من داد. با این نمایش علاقمند به بازیگری شدم، چرا که پدر و مادرها بچه‌ها را تشویق می کردند اما بعد از آن هیچ اتفاقی در زمینه بازیگری رخ نداد تا زمانی که سربازی رفتم.

سربازی چه اتفاقی افتاد؟

در زمان سربازی با یکسری از بچه‌های هنرمند آشنا شدم. آنها در واقع کار موسیقی تئاتر می کردند منم که عضو تیم ژیمناستیک استان فارس بودم کارهای عجیب و غریب می کردم و با میله ها کارهای نمایشی انجام می دادم. به پیشنهاد دوستان قرار شد بعد از سربازی کار موسیقی و نمایشی انجام دهم.

شروع کار شما چگونه شکل گرفت؟

زمانی که سربازی تمام شد، دوست داشتم ساز و گیتار کار کنم و با انگیزه کار موسیقی وارد خانه فرهنگ شماره 3 شیراز شدم. آنجا عباس افشاریان یکی از دوستانم که در سربازی کار تئاتر انجام می داد را دیدم و منو برد پیش کارگردانی و گفت اینم نقشی که کم داشتید. محمد فیلی براتون بازی می کنه با وارد شدن به این اتاق کار من در تئاتر شروع شد. بازی‌هایم مورد توجه قرار گرفت و تا قبل از انقلاب مدت 8 سال تئاتر کار کردم.

به تئاتر علاقه داشتید؟

خیلی هم علاقمند شده بودم به خصوص زمانی که پوسترهای نمایشی را در خیابان زده بودند و اسم خودم را می دیدم فکر می‌کردم الان همه منو می شناسند و این ادامه داشت تا در سازمان فرهنگ و هنر شیراز استخدام شدم.

کار تئاتر چقدر به بازیگر کمک می کند؟

سختی تئاتر زیاد است اما هر بازیگری که از تئاتر شروع کند خیلی راحت می تواند با نقش کنار بیاید به نظرم بدنسازی و بیان خیلی در کار بازیگری مهم است و یک ورزش پایه لازم است و برای بازی در نمایش خیلی کمک می کند. همچنین تئاتر کمک زیادی به بیان بازیگر می کند.

نظر خانواده در خصوص کارهای شما؟

خانواده به من اعتماد داشتند، ورزشکار بودم و با این اطمینان سختگیری نمی‌کردند و تنها مشتری که من در خانواده پیدا کردم مرحوم مادر بود که اجرا داشتم می‌گفت محمد بگو بیام نمایش تو رو ببینم.

بعد از انقلاب چیکار کردید؟

بعد از اینکه انقلاب شد از خانه فرهنگ به تلویزیون شیراز منتقل شدم و کارهای نمایشی می‌کردیم و مورد توجه مردم قرار گرفت و آن موقع بود که مردم تیکه کلام منو می گفتند.

اولین کار شما چی بود؟

یک کار سینمایی در ارتباط با جنگ سال 64 انجام دادم که در جشنواره فجر پخش شد و در سینما آفریقا اکران شده بود که آقای احمد جو بازی منو دیده بود و برای فیلم سینمایی «شاخه‌های بید» انتخابم کرد و به خاطر اینکه شناخته شده نبودم یک نقش کوتاهی را بازی کردم به من گفتند جبران می کنم این کلمه را خیلی شنیده بودم، اما احمدجو جبران کردند.

آشنایی شما با آقای احمدجو چگونه شکل گرفت؟

از شیراز به خاطر کاری به تهران آمدم. در ساختمان تولید آقای احمدجو دیدم بعد از احوالپرسی گفت: سریالی نوشتم و به خاطر قولی که بهت دادم یک نقشی برات کنار گذاشتم. اسم سریال «پسرخاله ها» بود و بعدها اسم سریال «روزی روزگاری» شد.

این اولین سریال و کار حرفه ای من شد که بعد از آن کار من بیشتر شد و نمی‌توانستم مرکز شیراز را رها کنم و به تهران بیایم. عشق و علاقه‌ای که یک گروه کنار هم جمع شده بودند بدون چشم داشت به مادیات؛ چرا که ابتدا تهیه‌کننده با قاطعیت گفت: من این مقدار حقوق می‌دهم برای من که قابل قبول بود خیلی خوب بود.

چقدر حقوق گرفتید؟

50 هزار تومان گرفتم. حقوق من آن زمان 4 هزار تومان بود، زندگی منو خیلی تغییر داد.

چه زمانی به تهران آمدید؟

باید تلاش می کردم تا کارهایم ادامه داشته باشد از طرفی دلم نمی‌خواست شیراز را رها کنم و تقاضا کار در تهران داشتم . طوری شد که سال 77 قید 21 سال خدمت در سازمان شیراز را زدم و به تهران آمدم.

عاشق کار کردن بودم و باید یک اثر ماندگاری می گذاشتم که قابل تامل باشد. ضمن اینکه بحث مالی هم مطرح بود از سال 78 کار کردم و بعد از سال 91 مجبور شدم به خاطر تامین زندگی، ‌هزینه 3 دانشجو و اجاره نامه هر کاری حضور پیدا کنم.

شما بیشتر کارها را به خاطر بحث  مالی کار کردید؟

به خاطر مالی کار می‌کردم. همه بازیگران عاشق کار هستند از طرفی باید زندگی را تامین کنیم اما وقتی شرایط کار طوری شده که اکثر بازیگران بیکار هستند مجبوریم به خاطر خانواده و حمایت از آنها کارهای که مورد علاقه‌ام نبود انجام دهم و نتیجه آن تصمیم را دیدم.

به نقل از الف

 


پس از 40 سال حضور در عرصه بازیگری مگر می‌شود او را نشناسیم و از بازی‌هایش خاطره نداشته باشیم. از بازی در سریال امام علی(ع)‌ گرفته تا زمانی كه در سریال مختارنامه لباس شمر را پوشید.
محمد فیلی
محمد فیلی بازیگری است كه تا به حال نقش‌های زیادی را بازی كرده است. هرچند‌ به گفته خودش هنوز نتوانسته نقش دلخواهش را ایفا كند.
او برای دومین بار و البته با شیوه تازه‌تری شخصیت «بسیم‌بیك» را در سریال پشت كوه‌های بلند به نمایش گذاشته است.
فیلی در این سریال، «‌تلخك»‌ نام دارد و همین موضوع باعث شد‌ به سراغش برویم و از تجربه چند‌ باره‌اش با امرالله احمدجو بپرسیم.
از دنیای این روزهایتان برایمان بگویید. چگونه آنها را سپری می‌كنید؟
خدا را شكر روزها خوب هستند. سریالمان هم كه پخش می‌شود، اما من فقط یك قسمت از آن را دیدم، چون چندان به دلم ننشست.
چرا؟
نمی‌توانم بگویم چون یك مساله شخصی است.
آن چیزی كه می‌خواستید نشده یا مساله دیگری وجود دارد؟
خیر. این كه كار خوب شده یا نه را مخاطبان باید بگویند و داوری این مساله به قضاوت آنها بستگی دارد، اما این كه چرا این كار برایم دلنشین نیست دلایل مختلفی دارد كه ترجیح می‌دهم آنها را بازگو نكنم ، فقط در همین حد می‌توانم بگویم كه متاسفانه خستگی پشت كوه‌های بلند بر تنم باقی ماند.
خب فكر می‌كنید آیا مخاطبان توانسته‌اند با تلخك ارتباط برقرار كنند یا خیر؟
بله، خوشبختانه در این مدت پیامك‌ها و تلفن‌های تبریك زیادی از طرف دوستان به دستم رسیده كه حاكی از رضایت مخاطبان نسبت به این نقش است.
خب اصلا چه شد‌ مقابل دوربین امرالله احمدجو قرار گرفتید؟
پشت كوه‌های بلند چهارمین همكاری من با این كارگردان پس از شاخه‌های بید، روزی روزگاری و تفنگ سرپر است و طی این سال‌ها حالا دیگر من به عنوان بازیگر ثابت ایشان درآمده‌ام. خود آقای احمدجو برای من تعریف كردند زمانی كه داشتم متن این سریال را می‌نوشتم، دیدم یك نفر از گوشه و كنار دائم دارد خودنمایی می‌كند و بلند می‌گوید من هم هستم. تا این كه متوجه شدم او كسی نیست جز تلخك و برای همین او را هم وارد قصه كردم و نقشی را برای او در نظر گرفتم و تا آخر هم او را در قصه نگه داشتم.
تلخك بیشتر یك تیپ است تا شخصیت. خودتان چقدر با این تیپ ارتباط برقرار كردید؟
من تا نقش را دوست نداشته باشم هرگز آن را بازی نمی‌كنم، چون نمی‌توانم با او ارتباط برقرار كنم. بنابراین چون تلخك را دوست داشتم، توانستم و تلاش كردم به او نزدیك شوم.
البته قبلا هم تجربه بازی در این نقش را به‌واسطه مجموعه روزی روزگاری داشتم.
بازی در یك نقش تكراری آن هم پس از این همه سال چقدر سخت یا آسان بود؟
من هیچ‌وقت دوست ندارم ‌نقش‌هایم را تكرار كنم و برای‌همین‌ ابتدا قبول این نقش كمی برایم سخت بود، اما چون شرایط بسیم‌بیك در روزی روزگاری تغییر كرده و حالا او تلخك پادشاه شده بود، آن را پذیرفتم.
محمد فیلی
آیا غیر از راهنمایی‌های خود امرالله احمدجو به عنوان كارگردان خودتان هم روی این نقش تحقیق و تحلیل كردید؟
خیر. تنها كاری كه كردم مرور دوباره این نقش بود. مثلا به پیشنهاد كارگردان یك قسمت از سریال روزی روزگاری را دیدم كه اتفاقا سكانسی بود كه با مرحوم خسرو شكیبایی روی یك تپه نشسته بودیم و با هم صحبت می‌كردیم و به واسطه دیدن این سكانس خیلی چیزها را به یاد آوردم و متوجه شدم ‌ باید چگونه نقشم را بازی كنم. چیزهایی را فراموش كرده بودم كه دوباره با دیدن آن قسمت از سریال روزی روزگاری دوباره به یاد آوردم مانند تكیه‌كلام‌های ‌كودكانه بسیم‌بیك و… .
نظرتان درباره شخصیت تلخك چیست؟
تلخك كسی است كه در تمام شرایط ـ حتی زمانی كه پادشاه ناراحت و عصبی است ـ می‌تواند با او شوخی كرده و او را به خنده وادار كند و حق‌ دارد ‌با تمام افراد و بزرگان دربار مزاح كند. در واقع او از تلخك‌های واقعی است. می‌تواند شاه را مسخره یا حتی در حضورش دراز بكشد. تمام هدفم این بود كه بسیم‌بیك را در شرایط جدید به تصویر بكشم. برای همین او را آدم پخته‌تری نشان دادم و حالات بچگی را از او گرفتم. این آدم دیگر ناآگاه نیست و حرف‌ها و رفتارش كاملا آگاهانه است.
از تكیه‌كلام هم زیاد استفاده كرده‌اید. درست است؟
بله، همین‌طور است. البته در این سریال بیشتر شخصیت‌ها تكیه‌كلام دارند از خود پادشاه گرفته تا وزیر و همسر سامشا و… در صورتی كه در روزی روزگاری فقط بسیم‌بیك و نسیم‌بیك تكیه‌كلام داشتند. اینجا تلخك دائم می‌گوید ای چی یا ماچی؟ یعنی این چیزها چیزی نیست از پادشاهی گرفته تا سرما و گرمای هوا. حالا چقدر این تكیه‌كلام‌ها بتواند میان مردم جا بیفتد دیگر به توفیق این كار بستگی دارد.
فیلی : پیشنهاد چندانی برای بازی در سریال های آپارتمانی ندارم. از طرفی بازی در نقش های تاریخی برایم دلچسب تر است‌. با همه اینها خوشحالم كه با نقش شمر در ذهن مردم ماندگار نشدم و مردم به جای این‌كه مرا شمر صدا بزنند تلخك خطابم می‌كنند
در این كار ما شاهد لهجه‌های مختلفی هم هستیم. از اصفهانی گرفته تا شیرازی و حتی لری‌. دیالوگ گفتن، آن هم با لهجه چقدر سخت یا آسان است؟
اول می‌خواهم به این نكته اشاره كنم كه وجود لهجه در این سریال باعث شده ‌ پشت كوه‌های بلند به یك كار ایرانی و ملی تبدیل شود. چون تلفیقی از همه لهجه‌ها در این كار وجود دارد و همه ایرانیان می‌توانند با این كار همراه شوند هر چند از لهجه اصفهانی بیشتر استفاده شده است. آن هم به این دلیل كه خود آقای احمدجو به این لهجه اشراف بیشتری دارند، اما در مورد لهجه‌های دیگر باید بگویم ‌ آنها تلفیقی از همه لهجه‌ها هستند. مثلا لهجه شیرازی با كازرونی تلفیق شده و شیرازی خالص نیست و برای همین این لهجه‌ها متعلق به مكان و منطقه خاصی نیست. در مورد این كه چقدر سخت یا ‌آسان بوده باید بگویم‌ پس از 40‌سال بازیگری حالا دیگر به این كار عادت كرده‌ام و سختی چندانی برایم ‌ نداشت.
شما هم فكر می‌كنید‌ پشت‌ كوه‌های بلند در واقع ادامه روزی روزگاری است؟
بله، حسام‌بیك روزی روزگاری حالا آمده و پادشاه شده، ازدواج كرده و صاحب‌خانه و فرزند شده و تنها فرق این سریال با روزی روزگاری این است كه شرایط آدم‌ها و نقش‌ها تغییر ‌كرده‌اند. همین.
فكر می‌كنید پشت كوه‌های بلند بتواند موفقیت روزی روزگاری را به دست آورد؟
به شخصه این نظر را ندارم كه بتواند مانند آن سریال موفق شود، اما در نهایت این مخاطبان هستند كه باید قضاوت نهایی را انجام دهند.
محمد فیلی
شما پس از بازی در نقش شمر در سریال مختارنامه یكباره با نقش تلخك در سریال پشت كوه‌های بلند ظاهر شدید. فكر می‌كنید مخاطب می‌تواند شما را در 2 سریال و 2 نقش كاملا متفاوت از هم بپذیرد؟
به نكته خوبی اشاره كردید. خیلی خوشحال و خوشبخت هستم كه در هیبت شمر باقی نماندم و به جای این كه شمر صدایم كنند، می‌گویند تلخك! هرگز دلم نمی‌خواست در نقش شمر باقی بمانم و این موضوع دغدغه اصلی زندگی‌‌ام شده بود، اما این شانس را داشتم كه پس از اجرای یك نقش منفور و منفی با یك نقش طنز به تلویزیون برگشتم.‌ پیشنهاد چندانی برای بازی در این ‌آثار نداشته‌ام از طرفی بازی در كارهای تاریخی برایم دلچسب‌تر است. چون كارهای تاریخی معمولا ماندگارتر هستند و همه به واسطه حضور در آنها می‌توانیم به گذشته سری بزنیم. البته هنوز روایت افراد زیادی از تاریخ وجود دارد كه به‌ آنها نپرداخته‌ایم. افرادی مثل كریم‌خان زند و نادرشاه كه خیلی دوست دارم نقش این افراد را بازی كنم ولی متاسفانه هنوز این اتفاق نیفتاده است و به سمت و سوی ساخت زندگی این افراد نرفته‌ایم.
ولی در سریال ملاصدرا تا حدی به كریم‌خان زند اشاره شد.
بله، ولی كافی نبود. اگر قصه متعلق به خود كریم‌خان باشد به ریزه‌كاری‌ها و شخصیت این آدم بیشتر توجه می‌شود این كه مثلا چرا كریم‌خان خودش را پادشاه نخوانده و گفته من وكیل‌الرعایا هستم. به هر حال، ناگفته‌های زیادی در زندگی نادرشاه و كریم‌خان زند وجود دارد كه می‌شود به آنها توجه كرد.
بازی در سریال پشت‌كوه‌های بلند چقدر طول كشید‌؟
چیزی حدود 14 ماه پشت سر هم كار می‌كردیم كه همین مساله تا حدی باعث شد از كیفیت كار كاسته شود.
اما شما كه باید به این وضع عادت كرده باشید. چون در سال‌های اخیر شتابزدگی در تولید سریال‌ها به شكل یك قانون درآمده است.
بله، متاسفانه همین‌طور است. برای همین هم اكثر سریال‌ها استاندارد لازم را ندارند و بی‌كیفیت شده‌اند. در صورتی كه هنوز هم وقتی كارهای گذشته را می‌بینیم مثل روزی روزگاری یا پدرسالار نه‌تنها خسته‌كننده نیستند، بلكه اشتیاق بیشتری برای دیدن آنها داریم.
دلپذیرترین نقشی كه تاكنون بازی كرده‌اید؟
من همه نقش‌هایم را دوست دارم چون برای تك‌تك‌ آنها وقت‌ و انرژی گذاشته‌ام، اما هنوز‌ پس از 40 سال بازیگری نتوانسته‌ام نقشی را بازی كنم كه برایم دلپذیر باشد و امیدوارم‌ بتوانم نقش دلخواهم را در سال‌های آتی بازی كنم.
بخش سینما و تلویزیون تبیان


مصاحبه دیگری از ایشان که در جام جم آنلاین پخش شده است:

این بازیگر را این روزها در سریال تلویزیونی «گسل» در نقش پدر اعتبار، قهرمان قصه (بیژن امکانیان) دیدیم که از شبکه یک پخش می‌شد. البته این پدر متفاوت از دیگر پدرهایی است که فیلی تا به امروز بازی کرده. با او درباره نقشش در این مجموعه به گفت‌وگو نشستیم.

نقش پدر در سریال گسل متفاوت با دیگر نقش‌های مشابه است که تا امروز بازی کرده‌اید. آیا همین مساله شما را برای بازی در این اثر تشویق کرد؟

من آقای بذرافشان، کارگردان سریال را دورادور می‌شناختم. سریال تلویزیونی «نابرده رنج» را از او دیده بودم و شیوه کارش را خیلی دوست داشتم. به همین دلیل در گوشه ذهنم بود که اگر نقشی به من پیشنهاد داد، حتما بپذیرم. تا این که این همکاری در سریال تلویزیونی گسل اتفاق افتاد. وقتی فیلمنامه این اثر را خواندم، خیلی خوشم آمد. احساس کردم تجربه تازه‌ای برای همکاری است. البته باید نتیجه را پایان سریال دید و این که آیا در نقش موفق بوده‌ام یا نه.

شخصیت پدر اعتبار تخت و یکنواخت نیست و با وجود چهره عبوسی که دارد، طنازی‌هایش مخاطب را می‌خنداند.

بله، دقیقا همین طور است و به خاطر این ویژگی‌ها نقشم را خیلی دوست دارم، چون برایم چالش برانگیز بود. در واقع سعی کرده‌ام خودم را با نقش عجین کنم. البته قاضی اصلی مردم هستند و آنها باید قضاوت کنند که تا چه میزان در کارم موفق بوده‌ام.

شخصیت‌های این سریال در مرز جدیت و طنز قرار دارند. دیالوگ‌های پدر اعتبار هم جدی است، اما به گونه‌ای بیان می‌شود که لبخند را به لب مخاطب می‌آورد. رعایت این مرز برایتان سخت نبود؟

اتفاقا این نوع شخصیت برای من ناشناخته بود، اما تلاشم را کردم تا شخصیت را همان طور که کارگردان از من انتظار دارد، بازی کنم. خوشحالم که شما به عنوان مخاطب این طنازی را دوست داشتید. باید قبول کرد هر نقشی ویژگی‌های خاص خودش را دارد و من به عنوان بازیگر باید خودم را با شخصیت‌هایی که نقششان را به عهده دارم، عجین کنم. وقتی نقش برای خودم قابل لمس باشد، می‌توانم خوب بازی کنم و مسلما بر دل مخاطب هم می‌نشیند. در مجموع ایفای این نقش به عنوان یک تجربه تازه برایم جالب بود.

نسبت به اجرای این تجربه تازه نگرانی نداشتید؟

نه، به هیچ وجه نگران نبودم. اگر قرار باشد نگران باشم که نمی‌توانم سراغ خیلی نقش‌ها بروم. اتفاقا باید بازیگر به دل ماجرا برود و توانمندی هایش را محک بزند که آیا از عهده نقش برمی‌آید یا نه. اگر کارنامه من را دیده باشید همه نوع نقش را در آن پیدا می‌کنید. این تنوع نقش به خاطر بی‌پروایی‌ام است. دوست دارم یاد بگیرم و ناشناخته‌ها را کشف کنم، به همین دلیل از ایفای چنین نقش‌هایی استقبال می‌کنم، حتی به قول معروف با سر به سمت پذیرش چنین نقش‌هایی می‌روم.

همکاری با بذرافشان چطور بود؟ آیا دستتان را برای طنازی باز می‌گذاشت؟

بله، اما کاملا به کار اشراف داشت و اگر اندازه حرکاتمان در هنگام بازی یک پلان یا سکانس کم و زیاد می‌شد، تذکر می‌داد. بذرافشان جزو کارگردانان بسیار باحوصله است. کمتر دیده‌ام کارگردانان باحوصله باشند و با وجود این که زمان تصویربرداری هشت ماه بود، اما با صبر و شکیبایی کارش را جلو می‌برد و احساس خستگی هم نمی‌کرد. ضمن این که خیلی به بازیگران هم انرژی می‌داد.

در کارنامه هنری‌تان همه نوع نقشی دیده می‌شود؛ از نقش‌های منفی و ایفای شخصیت‌های منفوری مثل شمر سریال مختارنامه گرفته تا نقش‌های مثبت. بیشتر علاقه‌مند به ایفای چه نقش‌هایی هستید؟

اندازه نقش اصلا برایم مهم نیست. یعنی به این مساله توجه نمی‌کنم که نقشم کم است یا زیاد. دلم می‌خواهد نقشی را بازی کنم که به دلم بنشیند. شاید باورتان نشود، اما حتی برخی مواقع قرارداد را می‌بندم و درباره دستمزد هم صحبت نمی‌کنم.

یعنی دستمزد برایتان اولویت ندارد؟

برای هر کس دستمزد مهم است، اما اولویت من در ابتدا نقش است و بعد دستمزد. هر چقدر هم از زمان عمرم باقی مانده باشد، دلم می‌خواهد نقش‌های جذابی را بازی کنم که دوستشان دارم.

آیا نقشی هست که به دلتان مانده باشد آن را بازی کنید؟

بله، خیلی از قدیم دوست داشتم نقش کریم‌خان زند و نادر شاه را بازی کنم. البته دلم می‌خواهد در آثار قوی چنین نقش‌هایی را بازی کنم.

فاطمه عودباشی – رادیو و تلویزیون


 

فرزندانم آب دستم نمی‌دادند/‌خانم مسنی با کیفش مرا زد و ‌گفت ‌چرا نقش شمر را بازی کردی

محمد فیلی بازیگر نقش شمر در سریال مختارنامه از ناگفته‌های بسیاری درباره پذیرفتن این نقش سخن گفت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، برنامه هفتگی «خوشا شیراز» که هر هفته از شبکه فارس پخش می‌شود یکی از پر بیینده‌ترین برنامه‌های صداوسیمای مرکز فارس است. در این برنامه بینندگان به تماشای سخنان بازیگران و مهمانانی ویژه‌ می‌نشینند، برنامه خوشاشیراز این هفته با حضور محمد فیلی بازیگر نقش شمر در سریال «مختارنامه» و سریال‌های «هشت و نیم دقیقه»، «روزی روزگاری» و مجید اخشابی خواننده اجرا شد.

این هفته ششمین سالگرد جشن تولد خوشا شیراز هم بود، این برنامه از سال 89 در شبکه استانی فارس شروع به فعالیت کرد و علاوه بر سیمای مرکز فارس از شبکه‌های سراسری شما و پنج سیما نیز پخش می‌شود.

به گفته محمد فیلی شروع کارش در هنر بازیگری از سال 50 با تئاتر شروع شده و سال 56 استخدام خانه فرهنگ و هنر درآمده است. وی گفته است: در سال 59 کارمند رسمی صدا و سیمای مرکز فارس شدم و کارم را ادامه دادم. هرگز خودم را به یک کار محدود نکردم به همین دلیل تجربیات بسیاری کسب کردم و صدا و سیمای مرکز فارس برایم دانشگاه بزرگی بود.

سریال روزی روزگاری یکی از خاطره‌انگیزترین سریال‌های صداوسیماست، وی این سریال را بسیار خوب توصیف کرد و گفت: دلیل این حرفم این است که نقش‌ها دقیق نوشته و انتخاب شده بود و امکانات این فیلم نیز به طور کامل مهیا بود.

فیلی درباره تجربه‌اش در فیلم مختارنامه افزود: « زمانی که پیشنهاد این کار به من داده شد من به هر نقشی برای بازی در این سریال فکر می‌کردم به غیر از نقش شمر. روزی که من به دفتر آقای فلاح رفتم و زمانی که وارد دفتر شدم آقای میرباقری تکیه زده بود به میز و با وارد شدن من به آن دفتر گفت شمر من هم وارد شد.

من برگشتم اطرافم را نگاه کردم دیدم غیر از خودم آنجا کسی نیست و منظورشان به من بوده اول فکر کردم که شاید آقای میرباقری فکر می‌کند من در کار ممکن هست اذیتش کنم و برای همین به من می‌گوید شمر ولی بعد آقای میرباقری گفت من نقش شمر را برای تو‌گذاشتم. من هم قلبم شروع کرد به زدن و به خودم گفتم حالا به بچه‌هایم چه بگویم».

 

این بازیگر برجسته صداوسیما در ادامه خاطرنشان کرد: زمانی که قرارداد را نوشتند گفتم یا حسین بن علی خودت به من کمک کن تا از پس بازی این نقش بربیایم،  در ذهنم می‌گفتم حتما امام حسین خودشان صلاح دانستند که من این نقش را بازی کنم.

فیلی عنوان کرد: وقتی قرارداد را نوشتند از من پرسیدند چقدر در ماه دستمزد می‌گیری؟ من گفتم نذر آقا امام حسین این نقش را بازی می‌کنم و برای گرفتن پول نیامدم. وقتی رسیدم به خانه فرزندانم از من پرسیدند چه نقشی را قرار است در این سریال بازی کنی؟ من هم گفتم هنوز معلوم نیست قراردادی بستم که فعلا با این مجموعه کار کنم.

وی تصریح کرد: بعد از یک هفته بالاخره به فرزندانم گفتم من نقش شمر را انتخاب کردم که فرزندانم به من گفتند اگر این کار را کنی نه ما نه شما. اینجا بود که مجبور شدم واقعیت را بگویم که خود آقای میرباقری این نقش را برای من انتخاب کردند، از همان لحظه که گفتم قرار است نقش شمر را من بازی کنم در خانه خودم از طرف خانواده‌ام تحریم شدم.

فیلی بیان کرد: دیگر هیچ کس در خانه به من کاری نداشت و اگر مثلا تشنه‌ام می‌شد و آب می‌خواستم هیچ کسی به من آب نمی‌داد، اگر کاری داشتم کسی جواب مرا نمی‌داد. مدت‌ها گذشت تا خانواده من پذیرفتند که این هم یک نقش هست و من فقط قرارِ که این نقش را بازی کنم.

این بازیگر برجسته صداوسیما درباره بعد از بازی در نقش شمر گفت:  یک مدت از خانه بیرون نمی‌آمدم، در خانه امن‌ترین جایی بود که می‌توانستم زندگی کنم. یک روز می‌خواستم به خانه تئاتر بروم هنوز از تاکسی پایم را بیرون نگذاشته بودم دیدم یک چیزی خورد توی سرم، برگشتم نگاه کردم دیدم که یک خانم مسنی با کیفش مرا زد و به من گفت که چرا نقش شمر را بازی کردی؟


 

درخواست محمد فیلی: کودک درون را حفظ کنید

محمد فیلی بسیار آدم شاد و مهربانی است. با او درباره دنیای کودکان حرف زدیم که در ادامه می خوانید.
نی نی بان، محبوبه ریاستی: محمد فیلی بازیگر پیش کسوتی است که تا به حال او را در نقش های زیادی دیده ایم اما او با بازی در نقش شمر در سریال مختارنامه نقش متفاوتی را از خود بر جای گذاشت. محمد فیلی بسیار آدم شاد و مهربانی است و شاید این خصلتش به خاطر شیرازی بودنش باشد بهر حال با او درباره دنیای کودکان حرف زدیم که در ادامه می خوانید.
آقای فیلی آیا در حال حاضر کودک درون تان زنده است؟
بله اگر نباشد که دیگر نمی توانیم احساس شادی و نشاط کنیم به نظر من کودک درون به انسان کمک می کند که بتواند از زندگی اش لذت ببرد واز بودن در کنار دیگران احساس شادی کند.
اما خیلی از آدم ها کودک دورونشان را سال ها است که از بین برده اند؟
بله همین طور است متاسفانه این جور آدم ها فکر می کنند در دنیای بزرگترها همه چیز وجود دارد و همحیا است در حالی که دنیای بزرگترها دنیای سرد و بی روحی است و شاید بودن کودک درون بتواند گاهی هوای دلپذیری را به این دنیا سرد ببخشد.
به نظر شما دنیای کودکان چه رنگی است؟
به نظرم رنگارنگ است بچه ها تلفیقی از همه رنگ ها هستند و حد و مرزی از این بابت ندارند
به نظر شما چه چیزهایی در دنیای کودکان منحصر به فرد است؟
نکته ای که در این مورد می توانم به آن اشاره کنم این است که آن ها بسیار مهربان هستند و طاقت قهر کردن هم ندارند قهرشان بسیار کوتاه است و خیلی زود با هم آشتی می کننند بر عکس ما آدم بزرگ ها که ممکن است قهر مان سال های سال طول بکشد
به نظر شما چگونه می توانیم به کودکانمان کمک کنیم که دنیای شادی داشته باشند؟
باید با آن ها همراه شویم مثلا با کودکمان قایم باشک بازی کنیم با او دوچرخه سواری کنیم و سعی کنیم لحظات شادی را برایش رقم بزنیم کودکان موجودات پاکی هستند که به دنیای ما هم برکت و شادی می بخشند
رابطه خودتان با فرزندانتان چگونه است؟
ما رابطه دوستانه و خوبی با هم داریم وهمیشه سعی کرده ام اول برای آن ها مثل یک دوست باشم چون اگر این ارتباط دوستانه بر قرار شود خیلی از مشکلات در آینده خواه نا خواه حل خواهد شد
خودتان دنیای کودکانه شادی داشتید؟
بله من در یک خانواده خوب رشد کردم و پدر و مادرم برای بچه هایشان چیزی کم نگذاشتند با این که امکانات کمی در دوران کودکی ما وجود داشت اما واقعا لحظات شاد و زیبایی داشتیم افسوس که آن روزها دیگر بر نمی گردد
کودکی…
دوران طلایی ای که باید قدرش را بدانیم چون خیلی زود می گذرد و دیگر هم بر نمی گردد

گفتگو با محمد فیلی به نقل از نی نی بان


 

Leave a Reply